You Are Here: Home » اخبار » دامگاه فریدونکنار‍؛ قتلگاه میلیونی پرندگان مهاجر

دامگاه فریدونکنار‍؛ قتلگاه میلیونی پرندگان مهاجر

دامگاه فریدونکنار که در حاشیه شهر فریدونکنار از توابع استان مازندران واقع شده است یکی از مناطق بسیار عجیبی است که هرساله شاهد زمینگیر شدن و کشتار شمار زیادی از پرندگان مهاجری است که توسط عده ای به اصطلاح صیاد ، فریب خورده و برای خوردن غذا برای تجدید بنیه در مسیر مهاجرت ازشمال به جنوب میباشد.دامگاه فریدونکنار بازار پرنده وحشی

این منطقه که در فهرست تالابهای بین المللی قرار گرفته و یکی از مهم ترین مناطق زمستان گذران پرندگان مهاجر نیز میباشد به علت شرایط خاص اش و آن  مالکیت تمامی اراضی منطقه توسط اشخاص است  از معدود مناطق تحت حفاظت است که سازمان محیط زیست تا بحال نتوانسته آنطور که باید و شاید مدیریت خودرا بر نحوه و میزان قانونی شکار و صید در این منطقه اعمال نماید.

دراین دامگاه ها متأسفانه شاهد صحنه های بسیار زجرآوری هستیم که تا مدتها خواب را از چشمانمان ربوده و مطمئنا بابازگو کردن آن دل هر دوستدار حیات وحش از آن به درد خواهد آمد.

هدف از نوشتن این چندسطر به دردآوردن دل شما عزیزان نیست، فقط میخواهیم بخشی از واقعیتهایی که امروزه بر حیات وحش این مملکت و بلکه سرمایه های خدادادی که بی شک سهم تک تک میلیاردها انسان در این کره مسکون می باشد را بازگو نماییم تا با چشمانی باز بنگرید و بیندیشید و به وظیفه خود عمل نمائید.

دامگاه داری شیوه ای ازصید پرندگان وحشی است که هرساله با شروع فصل مهاجرت(شش ماهه دوم سال) در استان مازندران به ویژه در حاشیه شهر فریدونکنار و چندروستای دیگری در این استان به انجام میرسد و درواقع شالیزارهای برنجی است که در پائیز و زمستان به آب بسته میشود و توسط شکارچیان دان پاشیده میشود تا پرندگان مهاجر در آن فرود آیند و آن بر سه روش استوار است:

۱- دُوما یا دام‌گاه        ۲- دُمرا یا گِذر      ۳- شب‌دُمدامگاه فریدنکنار غاز خاکستری

۱- دُوما یا دام‌گاه:
در اوایل زمستان محل مورد نظر یعنی پالی‌لِم، بوسیله صیادان به طور کامل برای صید پرندگان مهیا می‌شود. در مرحله اول صیادان این محل را به اصطلاح محلی اَنجِم می‌کنند. یعنی جاهایی را برای اردک‌های تربیت‌شده آماده و درست می‌کنند. که به آن اهالی محل دُوما چال می‌گویند. در این قسمت آلاچیق یا به اصطلاح محلی‌ها کیمه‌هایی وجود دارد و روش کار به این صورت می‌باشد که اردک‌های محلی (اردک رشتی) تربیت‌شده مرغابی‌های وحشی را گمراه می‌کنند. آنها را به داخل دُوماچال می‌کشانند و صیادان بوسیله تورهایی که از قبل آماده دارند صید می‌کنند.
صیادان با ایجاد دیواره تونلی که اساساً با نی‌های محلی درست می‌شود که به آن کِرس نیز گفته می‌شود، ۴ الی ۵ اردک محلی تربیت شده را داخل این تونل‌ها قرار می‌دهند، اردک‌های تربیت‌شده می‌روند به داخل پالی‌لم، در هنگام برگشت مرغابی‌های وحشی که همراه آن‌ها برمی‌گردند و وقتی وارد این تونل‌ها می‌شوند هنگامی که این اردک‌های محلی و مرغابی‌های وحشی همگی به طور کامل وارد به این تونل‌ها یا کرس‌ها شدند صیادان با قرار دادن یک پنجره آهنی یا چوبی در قسمت ورودی آنها دیگر راهی برای برگشت آنها وجود ندارد از طرفی که قسمت هوایی هم بوسیله تورهایی (نامرئی) پوشانده می‌شود و از این طریق از فرار آنها و پرواز به سوی آسمان جلوگیری می‌کنند. به این طریق اسیر صیادان می‌شوند.
معمولاً زمان صید این روش هنگام طلوع آفتاب شروع می‌شود و تا هنگام غروب آفتاب تمام می‌شود.
۲- دُمرا یا گِذر:
یکی از روش‌های صید پرندگان وحشی می‌باشد. در زمان‌های قدیم حدود ۳۰ الی ۵۰ سال قبل، در این مناطق درختانی با ارتفاع ۳۰ متر وجود داشت که صیادان یک طرف تور صید را به یک درخت بلند و طرف دیگر تور را به درخت دیگر می‌بستند که از یکی به عنوان دستار و از دیگری به عنوان اشکار استفاده می‌کردند اما امروزه دیگر از این درختان خیلی‌بلند خبری نیست. بنابراین صیادان با درست کردن دکل‌هایی به ارتفاع ۳۰ متر کار همان درختان را انجام می‌دهند. وقتی که پرندگان وحشی در داخل پالی‌لم هستند می‌خواهند به دشت‌های اطراف پرواز کنند مجبور هستند که از بالای این درختان به پرواز درآیند. در نتیجه اسیر این دام‌ها می‌شوند. موقع شکار معمولاً غروب آفتاب یا صبحگاه قبل از طلوع آفتاب صورت می‌گیرد.
۳- شبدُم:
در این روش صید، صیادان شب‌ها، معمولاً بعد از خوردن شام وقتی که ماه در آسمان است، مرغابی‌های وحشی که در قسمت صیدگاه می‌آیند اسیر دام صیادان می‌شوند.

ذکر این نکته دراینجا گفته شود که قصدنداریم درمورد درستی یا نادرستی شکاروصید صحبتی کنیم چون شکار و صید طبق قانون پذیرفته شده است و برای شکارچیان طبق ضوابط پروانه شکارصادر میشود اما مسأله صید از طرق غیرمجاز که در قانون شکار و صید به صراحت عنوان شده است متأسفانه در این منطقه درحال انجام است.

طبق ضوابط به همه کسانی که دارای سلاح شکاری مجاز میباشند در کل کشور پروانه شکار صادر میشود و در پروانه به صراحت عنوان میشود که شکارچی فقط مجاز به شکار در روزهای پنجشنبه و جمعه بوده و در هر شکار باید حداکثر ۴ قطعه پرنده مورد صید قرار گیرید ولی حرف ما این است که شکارچیان فریدونکناری که حتی حاضر نیستند برای احترام به قانون اقدام به گرفتن پروانه شکار نمایند و باروشهای غیرمجاز که گاها به صورت محاصره نیز اتفاق می افتد روزانه حتی تا۲۰۰ اردک و غاز زنده گیری مینمایند.بازار پرنده وحشی فریدونکنار

برآورد شده است که در استان مازندران تا۵۰۰ دامگاه بدینصورت در حال فعالیت هستند که با حسابی سرانگشتی و درنظر گرفتن حداقل پرنده ای که ممکن است شکار شود آمار پرندگان شکار شده در ۶ ماهه دوم سال از مرز یک میلیون فراتر میرود و حتی پرنده فروشان در بازار فریدونکنار رقمی بیش از این میزان را اعلام مینمایند!

جای تأمل و تأسف اینکه دامگاه داران فریدونکناری و حومه به جای تمکین به قانون و خودداری از عمل خلاف خود کار را به جائی رسانده ا ند که از اداره محیط زیست طلب حق و حقوق میکنند و انتظار دارند محیط زیست باآنها همکاری نموده و منطقه را برای آنان امن نماید تا بتوانند پرنده بیشتری شکار کنند!

دامگاه داران فریدونکنار با تشکیل اتحادیه ای محلی  یک قرق اختصاصی غیرقانونی را در منطقه ایجاد کرده اند که ضمن عدم رعایت کلیه اصول و ضوابط قانونی و بین المللی ادعای بیمه شدن خود توسط محیط زیست،پرداخت هزینه دان برای پرندگان وحشی توسط محیط زیست را داشته و با حق به جانبی تمام از محیط زیست میخواهند در منطقه تابلوهای تیراندازی ممنوع نصب کند تا پرندگان وحشی با امنیت کامل به دامگاه آنان آمده و در تور آنان بیفتند!

امیداست با یک عزم ملی برای مبارزه با این نابودی ذخائر ژنتیکی و انجام تخلف آشکار و علنی از قانون در راه حفظ گونه های ارزشمند حیات وحش این امانت بزرگ را برای نسل های آینده نگهبانی کنیم.

نویسنده: احمد بحری

مطالب مشابه

Comments (19)

  • مهدی

    محمد علی الله قلی جان حرفت درست ولی از روی فکر زده نشده مثل اینکه تو مازندران نیستی نمیدونی چه خبره در مورد اجاره ویلا. صید ماهی.چوب بری بیرویه.و… صحبت کردی حوصله نوشتن جواب رو ندارم ولی کاش رو در رو صحبت میکردی اول ویلا فکر کردی تمام مردم مازندران ویلا اجاره میدن فقط بابلسر وچنتا شهر دیگه که دریا دارن ویلا اجاره میدن وبا وجود مثلا شهر بابلسر برای بقیه شهر ها توریستی نمیمونه تازه تو بابلسر هم افراد محدودی ویلا اجاره میدن بس این رو نمیشه یه شغل برای عموم مردم استان به حساب اورد بعد در مورد صید ها فک نکنم بی رویه باشه کنترل شده صید میکنن در مورد چوب بری مثلا فکر کردی هر مازندرانی دستش یه اره است میره درخت میبره میفروشه نه دادش این دولت کثیفه عموی من جنگل بانی کار میکنه میگه تمام چوب بری های مازندران زیر دست این مدیر های رشوه گیر پول شو میرن علاوه بر چوب یه تکه زمین رو به قول خودشون اباد میکنن زمینی که برای دولته رو برای خودشون میکنن بس دباره چیزی برای مردم نمیمونه درباره دام که ول هست رو قبول ندارم چون العان دیگه جنگل بانی نمیزاره و بیشتر چوپانها هم بدلیل اینکه غذای نداشتن به دامها بدن دامداری سنتی رو ترک کردن و به همین دلیل گوشت گرون شد اومدن ابروشو درست کنن زدن چشش رو هم کور کردن بسه دستم درد گرفت

    پاسخ دادن
  • مهدی

    من این کار فریدونکناری ها رو زشت نا پسند میدونم ولی همه نزنین تو سرشون اگه پرنده شکار میکنن باعث بانیش دولت باور کنید تو ایران فقر بی داد میکنه این بیچاره ها هم از روی بی کاری باید خرج زن بچشون رو تا مین کنن شما تو بالا شهر تهران تو خونه گرم نرمتون نشستین غذا اماده میخورین کیفش رو میکنین ولی تو مازندران کار نیست مردم مجبورن دست به این کار بزنن تا پول بدست بیارن یه مثل هست که میگه گشنگی نکشیدی که عاشقی یادتون بره من بچه قائم شهرم به چش دیدم پیرمرد پیرزنهای میان غروب لای اشغال ها که میوه های پوسیده هست دنبال میوه هستن ببرن برای بچشون اره دوستان ما مازندانی ها نه جانی هستیم قاتل بجای اینکه دلتون برای حیوانات بسوزه دلتون برای هم نوع خودتون بسوزه اشرف مخلوقات باز هم من این کار فریدون کناری ها رو درست نمیدونم و از دولت خواهش میکنم بستر کار رو در مازندران فراهم کنه تا شاهد این جور صحنه های دلخراش نباشیم

    پاسخ دادن
  • مصطفی

    امیدوارم طوری فرهنگسازی شود که لااقل کمی از کشورهای خارجه در زمینه حفظ و نگهداری این سرمایه جهانی کوشا باشیم.فرقی نمیکند چه دست سازمان باشد چه دست صیادان ابله فریدونکناری..

    پاسخ دادن
  • هانیه

    اسممان را انسان می گذاریم ولی رفتاری بدتر از یک …….داریم یک حیوان وحشی به اندازه قوت خود شکار می کند نه بیشتر .انسان باید انقدر تکبر داشته باشد تا جان کسی را بگیرد در حالیکه او بهش جان نداده باشد

    پاسخ دادن
  • امیر فرخی

    بخدا که دلم بدرد میاد وقتی اینقدر بی مهری بنی آدم رو نسبت به حیات وحش میبینم . آدمی چطور به خودش جرات میده جان حیوانی رو بگیره ؟ این کره خاکی و آبی قبل از ما انسانها متعلق به حیوانات بوده بعد به ما مثلا انسانها رسیده . یانکی ها وقتی سرزمین آبا و اجدادی سرخپوستها رو به زور تصاحب کردند حتی برای پوست سر آنها جایزه گذاشتند و با این کار نسل آنها را هم منقرض کردند . ما همین کار رو با حیات وحش میکنیم . دوستان من کمی منطقی باشیم . چرا حیوانی را بکشیم ؟ مگر دست خودشان بود و یا انتخاب خودشان است که بصورت جانور پا به این کره گذاشته اند ؟ همه را خداوند متعال آفریده و جان بخشیده است . پس چه زیباست با مخلوقات حیات وحش حتی با احترام برخورد کنیم . حیوانات این شاهکارهای خلقت را در یابیم .

    پاسخ دادن
  • محمد علی الله قلی

    البته این را باید بگم که منظوره من از زیستگاه ناامن در بالا زیست گاههای هستند که در انها تیراندازی میشه به سمت پرنده ها ولی در فریدون کنار تیراندازی ممنوع است که پرندها آرامش داشته باشند منطقه را ترک نکنند و در تعداد خیلی زیاد در تله ها و تور ها به دام بیفتند

    پاسخ دادن
  • محمد علی الله قلی

    فرهاد عزیز یه مساله هست و اون هم اینکه در واقع بودنه همین دامگاه ها فقط یک سود داره و اون زمستانگذرانی پرندهاست و زمانی که پرندها به زیستگاه جوجه آوری برمیگردند میتواند تعداد ماکزیمم تخم هاشون (clutch size) را بگذارند و به این ترتیب مثلآ یک جفت اردک ۸تا ۱۲ جوجه را بزرگ کنند ولی اردک ها و غازهائی که در زمان زمستان گذرانی در زیست گاه هائی بودند که دائمآ نا امن بوده اند این پرندها مجبورند یا زیستگاه را ترک کنند با توجه به اینکه وابسته به منطقه تالابی و آبی هستند، یا اینکه نمیتواند یک زمستان خوب را سپری کنند و درست تغذیه کنند و … و زمان بازگشت به زیستگاه جوجه آوری نمیتواند جوجه دار شوند چون ضعیف هستند در نتیجه پرندگانی ماننده پرندگان فریدون کنار هستند که میتوانند نسل را به قول معروف احیا کنند ولی در عمل هم داریم میبینیم که همین ها هم هرسال کم ترو کمتر شده اند پس این تیوری در شرایطی کار میکند که نظارت هم بر این روشه قتل عام وجود داشته باشد …بگذریم از غاز پیشانی سفید یا اردک بلوطی یا انواع پرندگان کنار آبزی و شکاری و که دیگر به لطف این دامگاه ها اصلآ وجود ندارند ویا دانه های آخرشان مانده است به همین دلیل آن استدلال را هم من رد میکنم .

    من معتقدم در وهله اول این سازمان محیط زیسته که باید جلوی این جنایت رو بگیره و بعد هم قطعا باید یه کار جدی برای فرهنگسازی و اطلاع رسانی این موضوع بشه . ولی تاوقتی سازمان وارد عمل نشه فرهنگسازی به تنهایی حوابگو نخواهد بود

    پاسخ دادن
  • فرزاد آقاسی

    پاییز زیباست ولی دیدن لاشه این همه پرندهای زیبا که در بازارهای شهرم براحتی عرضه میشه واقعآ زجر آوره .

    پاسخ دادن
  • پریسا

    این کارشون بر خلاف مجوز قانونی هست و اقدام به صید و شکار حیوانات و جانوران وحشی حفاظت شده حبس و جزای نقدی داره! طبق قانون مجازات و قانون شکار و صید!وقتی هم قانون داریم هم مسؤل اجرا چرا رسیدگی نمی کنن؟؟؟؟

    پاسخ دادن
  • حسن

    با عرض سلام
    پرنده های مهاجر این منطقه رو نه بخاطر امنیتی که داره انتخاب میکنند و اینجا فرود میان ، بلکه اینجا اولین محلی هست که سر راه پرندهاست و دارای آب هستش و محلیه که پرنده ها به اون احتیاج دارند ، پرنده ای که بعد از مدتها پرواز و طی کردن مسافتی بسیار طولانی که بطور حتم خسته هم هستش وقتی به این محل میاد و اینجا همون جایی هستش که پرنده بهش نیازمنده فرود میاد ولی خبری از امنیتش نداره و نمیدونه که اینجا چه سرنوشتی در انتظارش هست ، پرنده فرود میاد به قصد رفع خستگی و زمانی که پرنده فرود میاد موقعی هستش که امنیت برقراره یعنی منطقه تحت قروقه و کسی اجازه شکار و اجازه شلیک تیر نداره ، پس پرنده گول قروق رو میخوره نه به این خیال که اینجا امنیت برقراره فرود میاد.
    با تشکر

    پاسخ دادن
  • محمد علی الله قلی

    مشکل اساسی هست.. ۱- اینکه تعدادی از این پرنده ها از پرندگان حمایت شده و در خطر هستند و تعدادی زیادی هم که اصلآ خوراکی نیستند و صرفآ بقوله خوده مردمه اونجا برای صنایع دستی ( تاکسیدرمی ) یا بازیه بچه ها با تور و تله صید میشن یا مثل پرنده های شکاری برای فروش و … که این فقط وظیفه سازمانه محیطزیست که جلوی اینو بگیره ولی یک حداقل نظارت هم که میشه تو بازار ها داشت را هم حتی ندارن و من واقعا نمیدونم که چرا و اسمشو چی بزاریم ؟
    ۲- خوده مردمه اونجا هستند که متاسفانه به شدت مشکله فرهنگی دارند، ما درهیچ کجای دیگری از ایران شرایطی که در شمال ایران وجود داره را نداریم، این همه توریست ، ۲ بار در سال برداشته محصول، مرکبات فراوان ، تامینه نهال و گل و گیاه برای ۷۰ در صد ایران، آب فراوان و بارندگیه فراوان، دریا و صیادی بی رویه که از یک طرف که داره خزر را از پا در میاره، جنگل و چوب بری که از طرف دیگه.. دیگه خودتون میدونید. هرکی یک اتاقه خونشو کرده مهمان پذیر و اجاره میده یا کرده سوپر مارکت. نه میدانند کم ابی چیه! نه میدونن بی مرتع بودن یعنی چی! دامها همه جا ول… خلاصه همه و همه اینها هست این همه هم در سال پرنده داره اونجا از بین میره به بهانه شغل و یک سکوته مرگ بار از طرف سازمان محیطزیست و حالا تازه این همه پرنده هم به بهانه صنایع دستی و … و یا کشتنه این همه گورکن و گربه جنگلی و سموره آبی ( شنگ) و … جدا اینها چه مردمانی هستند؟ دائم هم ناله نداری و …
    علاوه بر صید بی رویه ای که از انواع اردک ها و غازها ((که چندی از آنها ماننده غاز پیشانی سفید کوچک واردک بلوطی شدیدا در خطره انقراض هستند یا تنجه، اردک تاجدار، قوی گنگ و فریادکش که از پرندگانه حمایت شده بین المللی میباشند. و انواع پرندگانه کناره آبزی ماننده بوتیمار، گیلانشاه، خروس کولی، پاشلک، سایره حواصیل ها و .. که برای صنایع دستی شکار میشوند وهمینطور کلیه پرندگانه شکاری و عقاب های وابسته به این اکوسیستم و تالاب که همگی حمایت شده هستند و به تورها میفتند و انواع جغد ها و …)) بوسیله تورگذاری ( Mist net ) وانواع تله ها به شکله زنده گیری در تعداده بسیارزیاد برای استفاده از گوشت آنها در منطقه هرسال پاییزوزمستان انجام میشود و تله گذاری برای رودک وانواع سمور و گربه جنگلی و . . به دلیله اینکه فقط وارده دامگاه ها میشوند و مزاحمه کار صیادان وبه این ترتیب شماره زیادی هرسال کشته میشوند، امسال خبر از استفاده از تورهای ریزتر برای صید پرنده های کوچکتر ماننده انواع سهره ها، گنجشک ها، سینه سرخ و… نیز به بهانه خوردنه گندم مورده استفاده برای صید اردکها، توسطه این پرنده ها به گوش میرسد که جای بسی نگرانیست.
    شایانه ذکر است که این منطقه پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بهترین و کامل ترین سایت های پرنده بینی (Bird watching ) جهان را دارد.
    گفتنیست نه تنها بازار فروشه پرندگان که درشهر فریدون کنارواقع است محله فروشه این پرندها به صورته روزانه هفت روزه هفته است بلکه اطرافه و جلو ورودیه بازاره ماهی شهر فریدونکنار نیز به محله فروشه بسیاری پرندگان دیگر ( ماننده آنقوت، فلامینگو، قو، قرقاول. شاهینها و ..) به صورته مخفی، از سایره شهرهای دور و نزدیک در میانه روز تبدیل شده است . وهردو این ۲ بازار نیازمنده نظارته دقیقتری هستند تا حداقل بشود مانع صید پرندگانه حمایت شده یا غیره گوشتی شد .
    من فکر میکنم یکی از مهمترین اقدامات که از طرفه ما باید انجام بشه اطلاع رسانی برای جلوگیری از مصرفه گوشته این پرندهاست توسطه مردم حتی در رستوران ها که با افتخار گوشته این پرندهها را سرو میکنند، و نهایتا پایین آوردنه میزانه درخواست و خرید.

    پاسخ دادن
    • شهاب

      بهای دیگری که برای خوردن گوشت لاشه حیوانات طبعت میده همینه که دیگه طبیعتی نباشه ….به فرزندانمون میگیم یادش بخیر اینجا که الان کوره یک روز بهش میگفتن ارومیه اینجا که میبینی با عموت میامدیم شنا میکردیم  اینجا هم که زمینش ترک خورده جنگل بوده تمام این ساختمانها هم روی زمین زراعی ساخته شده بعد بچه میگه خوب مگه مرض داشتین  ما هم میگیم نه فقط خبر نداشتیم که :
      تو اگر بنشینی من اگر بنشینم چه کسی برخیزد ؟
      ادمین جان مدتی هست که دارم فعالیت شمارو کمو بیش دنبال میکنم اطلاع رسانی با گروه من روزی ۵۰ نفر تیم اطلاع رسانیمونم ۵نفر هستن این یعنی روزی ۲۵۰ نفر بعدش چی؟وقتی هم محیط زیست خبر داره هم حمایت از حقوق حیوانات هم مدیران هم کارمندان هم مردم ولی ترتیب اثری نمیدن ؟بعدش چی ؟چطور ارززش یک درخت یا یک گونه یا ادمهایی مثل خودت یا اقای درویش یا دکتر کهرم وهزاران فعال دیگه رو چطور تو کله مردم میکنی ؟چطور باید مردمو که خودشونو زدن به خواب میخوای بیدار کنی ؟روی من حساب کن ولی جواب این سوالهارو لطفا بده البته اگر خودت به جوابش رسیدی

      پاسخ دادن
      • admin

        سلام شهاب؛به این نکته بسنده میکنم : اگر اطلاع رسانی کشتار خرس ها نبود الان دوخرسی که توسط همان اهالی ازاستخر نجات پیدا کردند توسظ همان شکارچیان کشته شده بودند.شکارچی الان کجان؟اون دوخرس کجا؟
        موفق باشی

        پاسخ دادن
    • فرهاد رضوی

      محمد علی جان هرکس ندونه شما میدونی چند ساله برای حفاظت از حیات وحش داریم فعالیت میکنیم اما به نظرت بهترین راه برای جلوگیری کردن از این مسایل ِ کار فرهنگی کردن از کم سن ترین افراد منطقه نیست؟  به نظر من شما با اطلاع رسانی کردن در زمینه مصرف نکردن گوشت پرنده ه شاید فقط ۵ ٪ تاثیر گذلز هستید اما کار فرهنگی حداقل ۵۰ ٪ تاثیرگذار تره . شما نمیتونید یک شبه به کسی که به خواستگار دخترش میگه شبی چند تا اردک میگیری آموزش بدی پرنده نگیره اما به یک بچه می تونی این رو آموزش بدی . پس یه نظر من محکوم کردن محلی ها اصلا کار صحیحی نیست حتی میتونه نتیجه عکس و بدتری داشته باشه.

      پاسخ دادن
  • فرهاد رضوی

    دوست عزیز اگر ۸۰ ۹۰ درصد پرنده ها شکار میشدن این همه پرنده به منطقه برنمی گشت من تحت هیج شرایطی نمی خوام از دامگاه داران دفاع کنم اما اطمینان دارم اگر فریدونکنار دست سازمان بود تا الان هیچی ازش باقی نمیموند مثل تمام مناطق دیگه و علت جمع شدن این مقدار پرنده امنیت نه دانه پاشی امنیتی که میگم به معنای اینه که هیچ کس حق تیراندازی یا حتی بلند حرف زدن را در انجا نداره وهرکس از راه میرسه به سمت پرنده تیر نمیندازه که باعث وحشت بشه .شما اکر میانکاله تشریف ببرید فرقی با میدان تیر نمیکنه انقراضی هم اگر باشه در مناطق تحت حفاظته نه فریدونکنار اکر خواستید با عکس خدمت شما نشان میدم چه تفاوتی بین منطقه ای مثل میانکاله که تحت حفاظته و فریدونکنار که دست محلی هاست طی فقط ۵  ۶ سال وجود داره. شما هیچ وقت نباید محلی هار رو محاکمه کنید این مسایل ریشه فرهنگی داره شما اگر میخواین کار مفید انجام بدید باید برید در مدارس منطقه کار فرهنگی کنید نه محاکمه . 

    پاسخ دادن
  • saeed

    سازمان حفاظت محیط زیست فریدونکنار مشغول چه فعالیتیه که متوجه نیست میلیونها پرنده مهاجر و سرمایه های طبیعی و خدادادی ایران در حال نابودی .واقعا متاسفم

    پاسخ دادن
  • farhad

    سلام
    تمام صحبت های شما کاملا صحیح اما تا حالا دقت کردید چرا این جمعیت پرنده هر سال اینجا میان جایی که به قول شما قتلگاه پرنده هاست. چرا درنای سیبری فقط فریدونکنار میاد؟ کچای ایران شما میتونید این حجم پرنده رو در فضای کوچک ببینید. تا حالا عروس غار رو جای دیگه ای از ایران دیدید؟ یکم با انصاف باشیم اکر این منطقه دست سازمان بود تا الان یا جاده شده بود یا پالایشگاه . اگر فریدونکنار طی سالیان سال همینطور مانده به خاطر همین افراد بومی انجاست. من اصلا از شکار و صید خوشم نمیاد و سالهاست عکاسی حیات وحش میکنم از همه خواهش میکنم هیچ وقت یک طرفه قضاوت نکنید. 

    پاسخ دادن
    • admin

      باسلام به آقای فرهادرضوی.دلیل تجمع این همه پرنده بدون شک همین دان پاشی شکارچیان بوده که به گفته خودشان۸۰-۹۰درصدپرنده هایی که به این مزارع میان رو شکار میکنند.به نظر شما زمانی که این دامگاهها نبود این پرنده ها کجا میرفتند؟به نظر من وقتی ۸۰-۹۰درصدپرنده هادر این شکار میشن اسمی جزقتلگاه به ذهن خطور نمیکنه.اگر این حجم پرنده در جاهای دیگه پخش بشن و با دامگاه داری به این شیوه ناجوانمردانه که تعداد زیادی پرنده شکار میشن جمع بشه حداکثر۱۰درصدپرنده ها ازبین میرن نه ۹۰ درصد.عروس غاز رو هم مطمئنا همین دادمگاه دارها به انقراض کشوندند وفقط تعداد کمی از اون در پارک ملی بوجاق مونده.هدف جمع کردن این همه پرنده در یک جا نیست هدف حفظ نسل اونه.مگر خون شکارچیان فریدونکناری رنگین تر از مناطق دیگه س که باید بدون هیچ محدودیتی این همه پرنده شکار کنند؟

      پاسخ دادن
  • mahram

    در روزگاری که کشتن توله خرس های بیگناه برای افراد بومی کاری راحت و عادی است ،زنده گرفتن پرندگان کاری سهل است.فکری باید وچاره ای .تا کی باید گفت افراد بومی فلان شهر ،فلان کار را کردند؛یگان حفاظت محیط زیست کارش چیست؟فقط در مناطق حفاظت شده باید اقدام قانونی کرد.مگر محیط زیست در فصل زمستان که وحوش به دلیل نبودن غذا به سمت روستاها می آیند،از آنها حفاظت نمی کند.مگر فقط باید از پلنگ ،خرس ،یوز  و…باید محافظت کرد؟

    پاسخ دادن

© 2012 Powered By vahsh.ir, Goodnews Theme By Momizat Team

Scroll to top